به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• منتهی الحلم

موضوع: زیارت جامعه

کلمات کليدي:

معنا:

1.      منتهی: درجه نهایی و آخرین مرتبه چیزی  _ حلم : بردباری و تحمل ناملایمات.

2.      حلم : بزرگواری، صبر، یعنی تحمل

3.   ظاهراً منتهی مصدر میمی است و به معنای نهایت و رسیدن به آخرین حد چیزی است و ذکر مصدر به عنوان مبالغه است و حلم در لغت به معانی متعددی آمده است که همه آنها بر این خاندان صدق می کند. (1)

" حلم که جمعش احلام و حلوم است (معنای مقابل آن سبک مغزی و کم خردی و جهل و سفاهت است) به معنای صبر و سکون و بردباری و آرامش، با داشتن قدرت و قوت می باشد، و به عقل هم حلم گفته می شود. (2)

4.       مقصود از حلم ظاهراً در این جمله همان معنای بردباری است نه معنای دیگر حلم که عقل باشد؛ به دو دلیل:

1- در جملات فراز دوم تعبیرات بیانگر عقل و درایت این خاندان به کار رفته "ذوی النهی و اولی الحجی" با توجه به عدم رعایت تکرار، این جملات در معنای بردباری تکرار نمی شوند و بلکه خود تأسیسی می شوند؛ یعنی معانی دقیق خاصّ خود را دارند.

2- قرین شدن این جمله با جمله خزان العلم نیز مطلب را واضح تر می کند چرا که هر جا علم ذکر شده به نوعی از حلم نیز یاد شده:

لن يثمر العلم حتى يقارنه الحلم (3) 

عَنِ الْفَارِسِيِّ عَنِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا جُمِعَ شَيْ‏ءٌ إِلَى شَيْ‏ءٍ أَفْضَلُ [جَمْعُ شَيْ‏ءٍ إِلَى شَيْ‏ءٍ أَفْضَلَ‏] مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ (4)

عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ نِعْمَ وَزِيرُ الْإِيمَانِ الْعِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الْحِلْمِ الرِّفْقُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الرِّفْقِ اللِّين (5) 

من ارتوى من مشرب العلم تجلبب جلباب الحلم (6) 

لا علم لمن لا حلم له (7)

 

5.    منتهی ، اسم مفعول است از باب انتهی ، ینتهی و مصدر انتهاء است یعنی به آخر رسیدن و حلم ، به معنای ضبط و حبس نفس است، از هیجان شراره غضب. جمع آن احلام است یعنی شما ائمه معصومین ، در منتهای حلم هستید .

حلم یکی از صفات حسنه است و آیات و روایات در مدح آن بسیار است و کفایت می کند در فضیلت حِلم آنکه خداوند متعال در بسیاری از آیات خود به این صفت ستوده است : قال الله تعالی «و اعَلَمُو اَنّ الله غَفورٌ حلیمٌ» (بقره 235)

و امثال آن از آیات و ایضاً حضرت ابراهیم علیه السلام را به این صفت ستوده است.

قال الله تعالی « إنّ ابراهیم لَأواه حلیم »  (توبه 114)

قال الله تعالی « اِنّکَ لأنتَ الحلیم الرّشید »  (هود 87)

و الآیات کثیره ، و در تعبیر به کلمه منتهی اشاره است به کمال مقام و مرتبت اهل بیت در این صفت به طوری که در عامل امکان هیچ مخلوقی از لحاظ حلم به پایۀ آنان نمی رسد تا چه رسد که فوق آنان باشد.

 

6.      نهایت بردباری

اهل بیت علیهم السلام نهایت حلم و بردباری هستند . واژۀ «حلم» از نظر لغوی به معنای تحمل ناملایمات است ؛ ناملایماتی که به طور طبیعی انسان را به سوی خشم و غضب وا می دارد. اگر انسانی در برابر این گونه ناملایمات خشمگین نگردد ، خودداری نماید و تحمل کند ، یا از کار و یا سخن ناشایستِ فردی که او را می تواند کیفر دهد و به سزایش برساند در گذرد ، چنین انسانی حلیم و بردبار است .

راغب اصفهانی گوید :

الحلم ضبط النفس و الطبع عن هیجان الغضب ؛

حلم یعنی کنترل نفس و طبع انسانی از هیجان و تحریک خشم .

 

7.       تفاوت حلم با صبر

با توجه به معنای لغویِ حلم ، دامنۀ حلم کوچک تر از دامنۀ صبر و شکیبایی است ؛ چرا که صبر و شکیبایی ، هم ناملایمات و هم ملایمات را در بر می گیرد .

در روایتی آمده است :

الصبر صبران : صبرُ علی ما تحب و صبر علی ما تکره صبر و شکیبایی دو گونه است : صبر در برابر اموری که انسان ، آن ها را دوست می دارد و صبر در برابر اموری که انسان از آن ها ناخرسند است . (نهج ج4 ص14)

در تعبیر دیگری آمده است :

الصبر ثلاثه : صبر عند المصیبه و صبر علی الطاعه و صبر عن المعصیه صبر و شکیبایی سه گونه است : صبر در برابر مصیبت ، صبر در برابر اطاعت و صبر در برابر معصیت . (کافی 2 92)

بنابر این ، دامنۀ صبر و شکیبایی گسترده تر از دامنۀ حلم و بردباری است .

8.       منتهی

منتهای هر مطلب به معنای این مطلب است که دیگر ورای آن چیزی دیگر نیست به عبارت دقیق تر ورای آن خبری از خود آن مطلب نیست .

9.       حلم

 حلم به معنای ضبط نفس از هیجان غضب و حلیم فردی است که در عقوبت تعجیل نمی کند .

10.  منتهی اسم مکان است یعنی محل نهایت و پایان . الحلم به معنای بردباری و فرو نشاندن خشم است و یا به معنای عقل است که معنای اوّل روشن تر است زیرا امامان معصوم علیهم السلام در بردباری و فرو نشاندن خشم، به مرحله ی نهایی رسیده بلکه از آن هم پا فراتر گذاشته اند .

11.  منتهی اسم مکان باب افتعال از ماده نهی - مقابل امر - است. نهی به معنای طلب ترک شئ است و از آن رو که به کمک عقل ، ترک چیزی طلب می شود، به عقل " نُهیه " نیز گفته می شود که جمعش نُهی است . باب افتعال برای مطاوعه و قبول است ، قبول نهی به این است که انسان متعبد در برابر نهی، توقف و خویشتن داری کند و حرکت و عمل خود را به آخر و نهایت برساند. بدین ترتیب منتهی به معنای اسم مکانی است که در آن مکان، به آخر رسیدن مورد قبول واقع شده و بعد از آن دیگر حرکت و اقدامی صورت نمی گیرد . از این رو به غایت و پایان هر چیزی منتهای آن چیز گفته می شود.

12.  حلم به معنای منضبط کردن نفس از هیجان ِغضب و احساسات است به گونه ای که حالت سکون ، طمأنینه و صبر در مقابل ناملایمات به انسان دست می دهد و از سبک مغزی ، اقدامات نابخردانه ، بی پروایی و خشم پرهیز می کند .

لذا می توان گفت : حلم ، محصول اعتدال در قوه ی غضبیه (عصبانیّت) است و حلیم ، کسی است که اهل افراط و تفریط در اعمال قوه ی غضبیه نباشد . در نتیجه کسی که با داشتن قدرت بر انتقام و کیفر ، عجله نکند ، حلیم نامیده می شود.

13. ما برداشت فارسی از منتهی را مد نظر قرار می دهیم . حلم صبر است با کمی تفاوت. حلم در قرآن در مورد خدا و انبیا بکار رفته است .

14.   پیشوایان معصوم در بالاترین رتبۀ حلم و بردباری هستند.

با توجه به زیارت شریفۀ جامعه ، ائمه علیهم السلام منتهای حلم و بردباری خوانده شده اند . معنای واژۀ «منتهی» چیست؟

این واژه به دو صورت معنا می شود :

1.       آخرین و پایانی ترین درجۀ حلم و بردباری

بنابراین معنا ، پایانی ترین درجۀ حلم و بردباری که امکان دارد نزد پیشوایان معصوم علیهم السلام است . برای نمونه اگر قرار باشد افراد بشری از نظر حلم و بردباری سنجش شوند و رتبه ای دریافت کنند ، بالاترین رتبه ، مقام و درجه به ائمه علیهم السلام تعلق خواهد داشت .

2.       سرچشمه و سر منشاء حلم و بردباری

بنابراین معنا ، پیشوایان معصوم علیهم السلام سرچشمه و سرمنشا حلم و بردباری هستند ، به این معنا که هر فردی هر اندازه به ویژگی پسندیده حلم و بردباری خو گرفته ، از ائمه علیهم السلام دریافت کرده است و هر چه حلم و بردباری وجود دارد به  آنان ختم می شود .

 

15.  گفتنی است که واژۀ «حلم» در لغت ، قرآن مجید و برخی از روایات به معنای عقل و خرد نیز آمده است . در این صورت نیز بی تردید پیشوایان معصوم علیهم السلام پایان بخش و منتهای عقل و خرد هستند .

16.  حلیم بودن خدا با حلیم بودن انسان تفاوت دارد ، مثل هر جای دیگری که در اوصاف کمالی بین واجب (خداوند) و ممکن (مخلوقات) فرق است.

17. معنای حلم این نیست که انسان در مقابل ناگواری ها هیچ گونه اقدام و قیام نکند، بلکه معنایش این است که انسان عجولانه، نسنجیده کاری نکند. یعنی انسان معتدل ، انسانی وقت شناس است.

 

 

1.  آنجایی اوج حلم مشخص می شود که شخص حلیم در مقامی باشد که جان و هستی اهانت کننده و خصم او در ید قدرتش باشد و او از روی حلم در صدد انتقام بر نیاید و از او بگذرد .

اهل بیت علیهم السلام به واسطه دارا بودن مقام ولایت تکوینی، با وجود آزارهای فراوان به منظور حفظ اساس دین نهایت بردباری را از خود نشان می دادند.

با آن همه آزاری که اهل مکه به پیامبر می رساندند باز ایشان در حقشان دعا می فرمود: اللّهمّ اهد قومى فانّهم لا يعلمون‏ بار خدايا قوم مرا راهنمایى کن كه راه را نمي دانند (8).

یا نمونه ای از حلم در عین قدرت امام سجاد علیه السلام در مجلس یزید علیه العنة را که می فرمایند:

" ما را به یک ریسمان بسته بودند. یک سر آن بر گردن من بود و دیگر سر آن بر بازوی عمه ام زینب سلام الله علیها. بچه ها نمی توانستند پا به پای بزرگترها بیایند؛ زمین می خوردند، آنها را با تازیانه از زمین بلند می کردند...."

2.        علم موقعی خوب است که با حلم همراه باشد.

3.     عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام به حلم و تحمل این همه علم و معرفت و اطلاعات است و دم بر نیاوردن؛ صبر در جای صبر و سکوت در جای سکوت.

4.     حلم از شعب عقل است و از معانی دیگر حلم عقل است و جمع آن احلام است در آیه 32طور بدین معناست روایت پیامبر اکرم :.....فتشعب عن العقل الحلم و من الحلم العلم

5.        همچنین ائمه چون مظهر صفات الهی هستند لذا در هر خیری و صفتی نیکو نهایت و منتهای آن ائمه علیهه السلام می باشند.

6.        این نکته را در مورد حلم ائمه نیز باید دانست که ایشان حلمشان در عین علم و دانائی است.

7.    بازگشت به سمت خدا آدابی دارد و راه تضمین شده در تواب و رحیم یافتن خدا ، بازگشت از راه حجت خداست. ( و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جائوک و استغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدواالله توّابا رحیما )

8.        توبه بسیار جدی در دین مطرح شده است . کسی مایوس از رحمت خدا نمی شود مگر کافر ! اصلا رحمت خدا یاس پذیر نیست .

9.        تصور نشود که ائمّه (ع) با قاتلین پدرشان ( آموزش توبه توسط امام سجاد علیه السلام به یزید) شوخی کرده اند که توبه کن ! تا لحظه ی آخر باب توبه باز است .

10.  اگر هم کسی قلبش محجوب شود (ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم ... ) باز هم راه دارد و آن توسل و طلب توفیق از ائمّه علیهم السلام است.

 - بدون قصد مقایسه اگر به عصیان شیطان و اشتباه حضرت آدم توجّه شود ، اینست که شیطان بعد از نافرمانی ، سرکشی کرد و پشیمان نشد ، حضرت آدم علی نبینا و آله وعلیه السلام طلب بخشش کرد .

- شیطان به نور پیامبر (ص) احترام و تعظیم نکرد ولی حضرت آدم (ع) با توسل به اسماء ایشان توبه کرد. سیستم اینطور است که اگر از راهی که خدا قرار بدهد نرویم ، به جایی نمی رسیم !

- جالب اینجاست که اصطفای ( اصطفاء=برگزیده شدن، اشاره به آیه إنّ الله اصطفی آدم ...) حضرت آدم (ع) بعد از توسل و توبه بوده است .

 - این حقیقت (ذلت) در مسیر بازگشت و توبه قرار دارد. لذا خدا توبه کنندگان را دوست دارد. آنها پشیمان و ذلیلند .

 - در مقابل وساوس شیطان بانگ هل من تائب هم به گوش می رسد .

- خدا با باز کردن در توبه ، هزاران امتیاز به بندگان داده که قابل قیاس با اجازه اغوا به شیطان نیست.

- روایت است که خدا در قیامت آن چنان ببخشد که شیطان طمع می کند که برود برای بخشیده شدن !

- بخشش خدا خیلی زیباست. لذا بعد از توبه ، خدا یک حال خوبی به بنده ی خود می دهد .

 - شیطان می بیند توبه کارش را خراب می کند لذا از کارهای اصلی او مایوس کردن فرد مومن از رحمت خداست و اصل کارش بعد از معصیت است. او فرد گناهکار را از ارتباط با ائمّه (ع) منع می کند به بهانه ی اینکه آنجا که جای گناهکاران نیست .

- می گوید خودت را درست کن بعد برو پیش امام حسین (ع). امّا فرمول این نیست که ما درست شویم بعد برویم پیش ایشان، بلکه آنجا می رویم تا درست شویم (وفدتُ علی کریمٍ بِغیر زادٍ : یعنی مهمان شدم بر کریم بدون اینکه توشه ای داشته باشم.) لذا گناهکار حق ندارد از رفتن به در خانه ی امام زمان (ع) حذر کند بلکه باید برود و بگوید :

                     در کوی نیکنامان ما را گذر نباشد                              گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

 

11.    منتهی الحلم ، یعنی ما ائمّه (ع) را متهم نکنیم که گفته باشند پیش ما نیایید . بفهمیم که ایشان نگفته اند بلکه خیال ماست .

12.  منتهی یعنی نمی شود به آن رسید و از آن عبور کرد. حلم هم از صفات الهی است و این بزرگواران هم ادب شده ی خدا هستند و اسما الهی هستند . ( و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها ... نحن والله اسماء الله الحسنی)

13.  اگر چشم برزخی ما باز شود و ما حقیقت هم را ببینیم ، دیگر هیچ وقت با هم زندگی نمی کنیم. یعنی بعد از این آگاهی ، دیگر حلم برای ما متصور نیست . اگر بگویند این بچه آدم بشو نیست ما خیالمان راحت می شود و او را کنار می گذاریم ! این فایده ی علم است برای ما .

" فلک الحمد علی حلمک بعد علمک "

       خزان العلم و منتهی الحلم ، همه چیز را می دانند و انتهای حلمند. خیلی سخت و غیر قابل تصور است .

       برادران یوسف (ع) دیگر بریدند و حسادت را کنار گذاشتند و گفتند : تاالله لقد أثرک الله علینا

       (یعنی به خدا قسم که خدا تو را به ما برتری داد.)

 14.  امام (ع) همه چیز ما را می دانند امّا با این حال با آغوش باز ما را می پذیرند با نهایت حلم و بزرگواری . حضرت نوح (ع) شاگرد مکتب ائمّه (ع) است و ۹۵۰ سال مردم را خواند. لذا ما اگر ۹۵ سال هم عمر کنیم می توانیم امیدوار باشیم که امام زمان (ع) در آن اواخر عمرمان هم ما را می خوانند.

  15. " آنروزی اهل نجات می شویم که به یک درجه ای از کمالات برسیم " این جمله غلط است و اصلا اینطور نیست.

حضرت نوح (ع) پسرش را دقیقه ی ۹۰ می خواند. امام حسین (ع) حر را با آغوش باز می پذیرد به خاطر یک بازگشت. او در هنگام بازگشت چقدر عمل نیک با خود داشت ؟

16.   اصلا جای دیگری راه نجات نیست !  "من أتاکم نجی " (کسی که پیش شما بیاید نجات یابد) و اگر دیدیم نمی توانیم برویم، از ایشان بخواهیم ما را ببرند چرا که " و من لم یاتکم هلک " ( و کسی که سوی شما نیاید هلاک می شود)

 

 ما همواره به لحاظ توبه ، استغفار و ترمیم و جبران و رشد (السلام علیک ایها الولی المرشد ) محتاج این خانه ایم. یعنی ما گداییم و ایشان دارا. البته ما باید ادب را حفظ کنیم و فاصله خود را مواظب باشیم. البته ایشان خودشان ما را کنار خودشان می برند (حتی در بهشت ) ولی مقام ما که این نیست.

یک حُسن خزان العلم بودن اینست که ما می دانیم نامه مان برای ایشان باز است و برای توبه می رویم .

البته امام هر وقت که بخواهد می داند. لذا می توان گاهی از خدا خواست که امام گناه ما را نبینند که آبروی ما بیشتر نرود.گاهی هم از امام می خواهیم شفیع شوند برای ما در مقابل خدا. هر دو حالت درست است و در ادعیه و زیارات هست .

 شب جمعه وقت مناسبی برای توبه و پاک شدن است برای مهمانی شدن در روز جمعه .

"انا غیر مهملین لمراعاتکم " حکایت عجیبی از منتهی الحلم است .گاهی با یک نفر هم اتاق می شویم در سفر و او کمی به هم ریخته و نا مرتب باشد تحمل نمی کنیم . یا گاهی دانش آموز کند ذهن را پس می زنیم . حال ، عالم را به امام سپرده اند و ایشان محکم در کنار آن ایستاده اند : انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم " خیلی حرف است ، تحمل کردن ما . ما خودمان ، همدیگر را تحمل نمی کنیم ! حالا او ما را تحمل می کند و ما از او شکایت می کنیم !!

امام والد شفیق است . اگر در این عالم قرار است به کسی اعتماد شود در قبول کردن گناهکار ، چه کسی جز منتهی الحلم است ؟

" و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا " فعل ، مضارع است . باید پیدا کنیم که ما کدام یک از این سه گروهیم و به در این خانه برویم . اگر محتاج نباشیم که و یا از خدا بی نیازی بخواهیم که دیگر در این خانه نمی رویم .لذا این کار غلط است.

 

مواردی از حلم منتهی الحلم

1.      قَالَ سَمِعْتُ عَبْدَ الرَّزَّاقِ يَقُولُ جَعَلَتْ جَارِيَةٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع تَسْكُبُ عَلَيْهِ الْمَاءَ لِيَتَهَيَّأَ لِلصَّلَاةِ فَنَعَسَتْ فَسَقَطَ الْإِبْرِيقُ مِنْ يَدِ الْجَارِيَةِ فَشَجَّهُ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهَا فَقَالَتْ لَهُ الْجَارِيَةُ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ قَالَ قَدْ كَظَمْتُ غَيْظِي قَالَتْ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ قَالَ لَهَا عَفَا اللَّهُ عَنْكِ قَالَتْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ قَالَ اذْهَبِي فَأَنْتِ حُرَّة (9)

    حسن بن محمد (بسند خود) براى من حديث كرد از عبد الرزاق كه گفت: كنيزكى از كنيزان على بن الحسين عليه السّلام آب بدست آن حضرت مي ريخت كه وضوء ساخته مهياى نماز گردد، پس آن كنيزك (همچنان كه ايستاده بود) چرتش گرفت و ظرف آب (كه در دستش بود) بيفتاد و سر مبارك آن حضرت را شكست، حضرت سر بلند كرده كنيزك (كه از خشم او نگران شد) به او گفت: «آنان كه خشم خود فرو خورند»؟ (يعنى اين آيه را كه خدا در وصف پرهيزكاران بيان داشته، و در حديث پيشين نيز گذشت براى آن حضرت خواند و مقصودش اين بود كه با ياد آورى اين آيه مباركه خشم او را فرو نشاند) امام عليه السّلام فرمودند: خشمم را فرو نشاندم، كنيزك (كه ديد تدبيرش مؤثر واقع شد براى بهره بردارى بيشترى‏ از اين فرصت دنباله آيه را ادامه داده) گفت: «و آنان كه از مردم گذشت كنند» حضرت به او فرمودند: خدا از تو درگذرد، كنيزك گفت: «و خدا دوست دارد نكوكاران را» حضرت فرمودند: برو كه تو در راه خدا آزاد هستى (و گذشته از اينكه خشم خود را فرو نشاند و از تقصيرش گذشت احسان بزرگى به او كرده و او را آزاد كرد)

2.     شخص امام حسن علیه السلام به حلم معروفند آنچنانکه در صلوات خواجه نصیر الدین طوسی هم آمده: و الحلم الحسنیة و حتی دشمن حضرت نیز گواهی به حلم آن بزرگوار داده:

لَمَّا مَاتَ الْحَسَنُ ع أَخْرَجُوا جِنَازَتَهُ- فَحَمَلَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَكَمِ سَرِيرَهُ- فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع تَحْمِلُ الْيَوْمَ جَنَازَتَهُ- وَ كُنْتَ بِالْأَمْسِ تُجَرِّعُهُ الْغَيْظَ قَالَ مَرْوَانُ نَعَمْ- كُنْتُ أَفْعَلُ ذَلِكَ بِمَنْ يُوَازِنُ‏ حِلْمُهُ الْجِبَال‏ (10) 

هنگامی که امام مجتبی به شهادت رسیدند جنازه ی آن بزرگوار را از خانه بیرون آوردند. مروان جزء حاملین تخت آن بزرگوار بود. ابیعبدالله علیه السّلام به او فرمودند: امروز جنازه ی او را حمل می کنی و تا دیروز او را عذلب می دادی... مروان علیه اللعنه گفت: بله، من این کار را با کسی می کردم که حلم او چون کوه ها بود.

3.     و نیز نمونه های زیادی از حلم حضرت کاظم علیه السلام نقل شده، ولی در احادیث این گونه آمده که حلم امیر المؤمنین علیه السلام آنچنان بوده که می توان ایشان را تبلور تمامی حلم دانست.

شاید این به خاطر ماجرای پشت در خانه و میان خانه وحی و قداست را در ماجرای غصب خلافت و ایذای حضرت صدیقه سلام الله علیها و بردن خصمانه و ناجوانمردانه حبل الله المتین و خلیفة الله به مسجد باشد...

4.       دیگر جلوه عظیم حلم را باید در آقایی دید که 1170 سال است با چونان حلمی هم راز است که زبان از وصفش عاجز است.

نکته :  باید توجه داشت که تمامی این آزارها در بدترین نوع آن است و حلم و صبوری آن بزرگواران نیز در منتها میزانی که بتوان تصور نمود.

چه قدر امام حسین علیه السلام ناملایمات زمان معاویه را تحمل کردند و حلم و بردباری پیشه نمودند. حلم امام سجاد علیه السلام در فاجعۀ کربلا و بعد از آن در حال اسارت و تا وقتی که به مدینۀ منوره مراجعت کردند ، قابل وصف نیست .

 عن ابی عبدالله : انا اهل بیت مروتنا العفو عمن ظلمنا (امالی ص 173)

ابیعبد الله علیه السّلام فرمودند : ما اهل بیت منشمان عفو کسانی است که به ما ظلم کردند.

 معنای این فراز این است که : شما به غایت و آخرین درجه ی حلم و بردباری رسیده اید ، یعنی آن مقدار خویشتنداری که برای مخلوق های الهی ممکن است، شما دارا هستید.

اینکه ائمّه (ع) از نهایت حلم برخوردارند و کسی همتای حلم ایشان نیست، زیرا در عقل هم کسی به پایه ی ایشان نمی رسد؛ چون ایشان وارث عقل کل ، رسول الله (ص) هستند.

سیره ی عملی ائمّه (ع) شاهد عینی منتهای حلم بودن آنهاست. زیرا با تمام قدرتی که با عنایت الهی داشتند (اشاره به علم الکتاب امیرالمؤمنین و علمٌ من الکتاب آصف بن برخیا)، در برابر شکنجه ی روحی و جسمی و ... عکس العملی از خود نشان نمی دادند زیرا مأمور نبودند.

اشاره به داستانی که حضرت به غلام فراری از دست مولایش پناه دادند و مولای آن غلام را که از دشمنان آن حضرت بود، با پیامی مطیع خود کردند و او غلام را بخشید. (11)

 ائمه (ع) اساس و ریشه ی هر خیر و خوبی هستند (12) و نه تنها درخت علم ریشه در بیت رفیع ایشان دارد(شرّقا و غرّبا ...)  (13)، بلکه  شاخه های کمالاتی مانند شجاعت  آن شجره های طوباست که بر عالم سایه افکنده است .( والله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولیت  ، فانّی لم افرّ من الزحف قط و لم یبارزنی احد الا سقیت الارض من دمه) (14)

به خدا که اگر تمام عرب با من بجنگند من پشت نخواهم کرد. من هرگز فرار نکردم و هیچ کس با من مبارزه ننموده است مگر اینکه خونش را بر زمین ریخته ام.

ابن مسکویه ، از امام علی (ع) به عنوان " حقیقة الشجاعة " یاد می کند . (15)

 

-     در مورد شرایط خانه نشینی خود این گونه فرمودند : از آشنایی مردم با اسلام ، زمان چندانی نگذشته بود . از این رو نه خاندان ما را می شناختند و نه مزایا و ملاک های برتری دینی را می دانستند. در این جو غبار آلود و آشفته سقیفه ای بی پایه سایه ی شوم گستراند و در زیر آن سایه ، حق مسلم من ، که محور سنگ آسیای خلافت بودم ، غصب شد . (16) با احتجاج، استیضاح، قهر کردن و مهر ورزیدن اتمام حجت کردم ولی چون بسیاری از افراد به حقیقت امر پی نبردند و اقدامات من موثر واقع نشد (استبداد هیات حاکمه نیز موثر بود ) باید دست به شمشیر می بردم اما چون غیر از اهل بیت من و عده ی کمی از یارانم کسی مرا یاری نمی کرد و اگر قیام می کردم این ها نیز کشته می شدند و خونشان هدر می رفت، از این جهت صبر کردم ، خار در چشم و استخوان در گلو یک ربع قرن صبر کردم تا این ها کشته نشوند و بساط دین و دینداری برچیده نشود . (17)

-          اما وقتی به حکومت رسیدند و زمینه ی جنگیدن با باطل فراهم شد، با هر گروهی از باطل جبهه ی دفاعی مناسب گشودند .

-     امام حسن (ع) با اعتماد به بیعتی که با او شده بود به دفاع مسلحانه اقدام کرد اما وقتی که بسیاری از اصحاب بی وفا دست از یاری او کشیدند و آن سردار بی سپاه احساس کرد با ریخته شدن خون او و اصحاب اندکش اسلام احیا نمی شود ، از روی ناچاری به سوزش تحمیلی و نه سازش تن داد .

-     امام حسین (ع) نیز به مدت ۲۰ سال در زمان حکومت معاویه با صبر، از شهادت اصحابش خودداری ورزید اما وقتی جوان خام خماری مانند یزید روی کار آمد و آن حضرت زمینه را برای سقوط نظام اموی و دمیدن جان تازه ای در کالبد اسلام مناسب یافتند، سخاوتمندانه به میدان آمدند و هرچه داشتند به کربلا آوردند تا آنان را علم هدایت برای عالم کنند.

 

1.       علم و حلم ، همراهی دارند و در این جا نیز منتهی الحلم بعد از خزان العلم آمده است.

 زمانی انسان می تواند میوه ی شیرین علم را بچیند که با حلم همراه گردد (18).

امام جواد (ع) حلم را لباس فاخری می داند که عالم نباید از آن عاری شود (19).

" العلم اصل الحلم " و " الحلم زینة العلم "  (20) 

علم ریشه ی حلم است و حلم زینت علم.

" علیک بالحلم فانه رکن العلم "  (21)

بر تو باد که حلم داشته باشی که آن رکن علم است.

2.        "... تشعب من العقل الحلم و من الحلم العلم ..." (22) (حلم از عقل منشعب می شود و علم از حلم)

3.    عقل که طبق روایتی " ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان (23) است ، ریشه ی حلم است و در این روایت حلم ریشه ی 9 خصلت شمرده شده که هر کدام دارای 10 شعبه است . بدین ترتیب حلم ریشه ی نود خصلت نیکو و عقل ریشه ی صد خصلت است.

اشاره به روایت خلقت عقل " لک الثواب و علیک العقاب. (یعنی جزا دادن بر اساس توست) بدین ترتیب ، هر کس که از عقل بیشتری برخوردار است ، سهم وی از خصال نیک بیشتر خواهد بود.

4.        مجموع روایات بیانگر این است که علم بدون حلم به بار نخواهد نشست و البته دوام حلم به علم وابسته است.

 

در پایان از خداوند مهربان می خواهیم که وجود ما را به برکت وجود  منتهی الحلم به زینت علم و حلم مزین نماید .

                                                                                                                                                     

                                                                                                                         التماس دعا

 


1 - المنجد - حلم

2 - غررالحكم ص : 44

3 - بحارالأنوار ج : 2 ص : 46

4 - بحارالأنوار ج : 2 ص : 45

5 - غررالحكم ص : 286

6 - همان

7 - الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 164

8 - الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 147 اشاره به آیه 134 سوره آل عمران

9 - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 146

10- کافی ، ج ۱ ، ص ۴۷۳

11-ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه

1۲- بحار ، ج ۲ ، ص ۹۲

1۳- بحار ، ج ۲۱ ، ص ۲۶

1۴- نور الثقلین ، ج ۲ ، ص ۱۳۹ ذیل آیه ی ۱۶ انفال

1۵- تهذیب الاخلاق فی التربیة ، ص ۸۹

1۶- نهج البلاغه خطبه ی شقشقیه

1۷- نهج البلاغه ، خطبه ی ۲۶

۱8- شرح غررالحکم ، ج ۵ ، ص ۶۳ ، ش ۷۴۱۱

19- بحار ، ج ۷۵ ، ص ۳۶۲

20- شرح غرر الحکم ، ج ۱ ، ص ۲۴۹ ، ش ۱۰۰۳ و ۱۰۰۴

21- بحار ، ج ۶۸ ، ص ۴۱۴

22- بحار ، ج ۱ ، ص ۱۱۷

23- کافی ، ج ۱ ، ص ۱۱ ، ح 3

نوشته شده توسط گروه زیارت جامعه در روز پنجشنبه 1390/3/19 ساعت 12:17

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 3 از 1 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

اینجا زیارتگاه 124000+13 فرستاده الهی است!

به کدام سرزمین پناهنده شوم؟

نمره عقل من 20 ... هست!

اعلام التُقی

مصابیح الدجی

السلام علی ائمة الهدی

عترة خیرة رب العالمین و رحمةالله و برکاته

سلالةالنبیین و صفوةالمرسلین

امناءالرحمن

ابواب الیمان (2)

ابواب الایمان(1)

ارکان البلاد

ساسةالعباد

دعائم الاخیار

عناصرالابرار

اولیاء النعم

قادة الامم

اُصول الکَرَم

خزّان العلم

معدن الرّحمه

منابع مورد استفاده‌ی ما

مهبط الوحی

مختلف الملائکه

موضع الرّسالة

اهل بیت النّبوة

السّلام علیکم

مقدّمه مهم

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

3 ربیع الاول

تخریب کعبه توسط یزید

در سال 64 هجری قمری به دستور یزید خانه کعبه را با منجنیق خراب کردند. این فاجعه 11 روز قبل از هلاکت یزید به وقوع پیوست.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 44383808

. تعداد كل بازديدكنندگان: 39847738

. بازديدهاي امروز: 8747

. بازديدهاي دیروز: 16444

. كاربران آنلاين: 153

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 80

. کارهای کاربران: 183

. مقالات: 1917

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: