به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• پس چه کنیم؟

موضوع: شرح فراز «السّلام علی محالّ معرفة الله»

کلمات کليدي: محالّ معرفة الله، معرفت، هدف خلقت، عبادت

 

«محالّ» جمع محلّ، از ريشه «حلّ» به معناي گشودن است که در معناي «نَزَلَ» هم به کار می رود؛ مثلاً، محلّ و محلّه به معناي مكاني است كه جمعيّتي در آن نزول مي کنند و در آنجا مستقر می شوند.

«معرفت» (از مصدر عَرَفَ) به معناي اطّلاع يافتن از چيزي و علم پيدا كردن به خصوصيّات و آثار آن است.

تفاوت علم و معرفت در اين است كه اگر شي‏ء معلوم و مورد نظر، به ذهن انسان بيايد و با يكي از حواس پنجگانه ادراك شود، معمولاً واژه ی علم به كار می رود؛ لذا «علم به خدا» گفته نمی شود. امّا معرفت يعني تميز دادن چیزی از غير خودش؛ پس «معرفت به خدا» معنا دارد.

معرفت الهی نه ساده است و نه به سادگی به دست میاید! تا آنجا که به فرموده ی اميرمؤمنان علیه السّلام حتّی انديشه‏ هاى بلند هم او را درك ننمايند و هوش‏ و ذکاوت هاى ژرف نیز به حقيقتش دست نيابند:

«لايدركه بُعد الهمم و لايناله غوص الفطن»[1]

لذا وظیفه و تكليف ما هم، شناخت اسما و صفات حسناي الهي در حدّ خودمان است. چنان ‏كه درباره ی شكر نيز مطلب از همين قرار است؛ يعني شكر نعمت هاي خدا به گونه ای كه حقّ شكر او ادا شود، مقدور نیست.[2]

معرفت با علم و دانش اصطلاحی امروز تفاوت دارد؛ هم به لحاظ عمق و هم به لحاظ سنخ و کیفیت. علوم امروزی قابل تعلیم و تعلّم است و همگان اعمّ از مؤمن و کافر، آن را یاد می گیرند؛ امّا علم الهی و نور و معرفت این چنین نیستند. به عبارتی معرفت به استدلال و کتاب نیست! بلکه خود خداوند هر وقت بخواهند می دهند و هر وقت هم که اراده فرمایند آن را باز پس می گیرند.

اینکه گمان کنیم ما می توانیم به معرفت خدا از سمت خودمان راهی باز کنیم، توهّمی بیش نیست؛ چرا که:

«هر آنچه در وهم خود درباره ی خدا می پندارید -هر چقدر هم که دقیق باشد- یک مخلوقی مانند خودتان است»[3] (چرا که ساخته ی ذهن شماست و لذا قطعاً خداوند آن گونه نیستند!)

واقعاً ما چه خدایی را پرستش می کنیم؟ خدای متعال را درست شناخته ایم؟

پس چه کنیم؟

جواب اینست که خود خداوند لطف فرموده و امکان کسب معرفتشان را از طریقی خاص قرار داده اند.

حال اگر کسی می خواهد به معرفت اللهِ صحیح برسد، باید از همان طریق اقدام کند؛ یعنی طریق اهل بیت علیهم السّلام که یک تضمین الهی محکم هم دارد؛ وحی محض است:

«وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى»[4]

اگر این طورست، پس دیگران چه مجوّزی دارند تا اظهار نظری کرده و داستان های شرم آوری چون موسی و شبان[5] را ابداع کنند؟!

آن مقدار از معرفت كه می توان پيمود، همانند كوهي رفيع و بلند مرتبه است كه ائمّه ی هدی علیهم السّلام در قلّه ی آن کوه و شاگردانشان در دامنه ‌هايش قرار دارند؛ هر كس به ميزان توان و بهره ‌مندي خود از مكتب آنان، مسافتي را به سوي اين قلّه طي می کند و در عين حال، فاصله ی وی تا قلّه به اندازه ی فاصله غير معصوم با معصوم خواهد بود؛ بی نهایت!

«هيچ كس از این امّت با آل محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله) مقایسه نمی شود و كسى كه نعمت ایشان بر او جاری شده است، هرگز با آنان برابر نمی گردد. آن ها اساس دين و ستون يقينند.»[6]

ایشان در كمالات معنوي و معرفتی، در مرحله ای هستند كه ديگران را راهی بدان نیست! تاكنون كسي این چنین معرفت توحيدی داشته که همچون امیر مؤمنان علیه السّلام بگويد: «آیا چیزی را که نمی بینم پرستش كنم؟»[7] و یا چنین یقینی را جز در این خاندان می توان یافت که «اگر پرده برداشته شود بر یقین من افزوده نگردد.»[8]؟

آثار اين چنین معرفتی، در بُعد علمي و عملي نیز جلوه دارد:

در بُعد علمي، وقتي به معرّفي خدا می پردازند، حاصلی چون نهج البلاغه به بار می آید كه ظريف ترين و ريز ترين مسائل توحيد ناب را آنچنان تحليل و بررسي می کند كه می شود: «أخ القرآن»[9]

و در بُعد عملي نیز آنچنان عظمت خدای متعال را می یابند که غیر او در چشمانشان ناچیز و کوچک می آید: «عظم الخالق في أنفسهم، فصغر ما دونه في أعينهم»[10]

ایشان محالّ معرفة الله هستند؛ اگر کسی نزدشان برود، خدا را می یابد و توحید صحیح به غیر از تعلیم ایشان حاصل نمی شود.

امام باقر علیه السّلام می فرماید:

«بنا عُبد الله و بنا عرف الله»[11]

«خداوند تنها از طریق ما پرستش و شناخته می شود.»

حتّی تاریخ هم گواهی می دهد که سخنان معصومین علیهم السّلام در بحث توحید از حرف های دیگران جداست.

گم نکنید! معرفت الهی فقط از اینجا راه دارد!

در معنای دیگر ذوات مقدسه ی معصومین سلام الله علیهم، کسانی هستند که معرفة الله به آنجا وارد می شود؛ لذا به اعتبار شناخت ایشان، خدا شناخته می شود!

روایاتی که می گوید بروید امام را بشناسید، از قِبَل شناخت امام، خدا شناخته می شود، ناظر به همین مطلب است.

پس یادمان باشد بر این مبنا موحدین تنها در مکتب ایشان می توانند پرورش یابند. لذا امیر المؤمنین علیه السّلام، مولی الموحّدین هستند؛ چرا اگر کسی به امام الهی معرفت نداشته باشد، حتّی مرگش هم جاهلی خواهد بود.[12]

از آیه ی 46 اعراف سؤال شد که اعراف چه کسانی اند؟

امیر المؤمنین صلوات الله علیه پاسخ فرمودند:

«ما اعراف هستيم كه خداوند تنها از راه شناخت ما شناخته مي شود و روز قیامت بین بهشت و جهنّم ما اعراف هستيم؛ پس داخل بهشت نمي شود، مگر كسى كه ما را بشناسد و ما (نیز) او را بشناسيم و داخل جهنّم نمي شود، مگر كسى كه ما را انکار کند و ما (نیز) او را انکار کنیم. و آن به این سبب است كه اگر خدا می خواست، خود را به مردم معرّفى می کرد تا او را بشناسند و از بابش نزد او بيايند [مستقیم بروند در خانه ی خودش]؛ ولى ما را ابواب و صراط و راه و آن بابی كه از آن به نزدش می روند، قرار داده است. پس هر كس از ولايت ما برگردد و ديگرى را بر ما فضیلت دهد و مقدّم دارد، (عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ:) همانا از صراط برگشته و منحرف گردیده است.»[13]

اگر خدا می خواست مستقیم خودش را به مردم بشناساند، تمام و به بهترین وجه می توانست؛ کما اینکه اگر می خواست همه را هدایت کند، می توانست و می کرد؛ امّا اراده فرموده که ائمّه علیهم السّلام را سبب و راه و درگاه معرفتش قرار بدهد.

حتّی قرآن و تعلیمات الهی هم می توانست به شکل ها و اطوار مختلف بیاید، امّا خدای حکیم «قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[14] نازل فرموده است. لذا اگر آدم بخواهد چیزی دست گیرش شود، باید از راهی که او می خواهد باید مراجعه کند و الّا جز گمراهی حاصلی برایش نخواهد داشت.

رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمودند:

«من و علي دو پدر اين امّت هستيم؛ هر كس ما را بشناسد، خدا را شناخته و هر كس ما را انكار كند، همانا خدای -عزّ و جلّ- را انكار كرده است.»[15]

با این حساب معرفت امام علیه السّلام هم واجب می شود و و لایت او محور اصلی زندگی قرار می گیرد.

حضرت صادق علیه السّلام نیز می فرمايند:

«امام عَلَمي است بين خدای -عزّ و جلّ- و خلقش؛ هر كس او را بشناسد، مؤمن و هر كس انكارش كند، كافر است.»[16]

هدف آفرینش: عبادت یا معرفت؟

قرآن كريم هدف خلقت را منحصراً عبادت می داند: «جنّ و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.»[17] عبوديّت، به معناي وابستگي بي‌ قيد و شرط بنده به مولاست؛ به گونه ای كه هیچ چيزش را از خود نداند و با همه ی وجود، مطيع و تسليم او گردد؛ نه دنبال تمايل قلبي خود باشد و نه در مقابل مولا، به انديشه ی خود تكيه كند.

تحقّق چنین چیزی يعني وابستگي مطلق، جز با معرفت و شناخت خداوند ممكن نيست. از اين رو در روايت است که حضرت سیّد الشّهدا صلوات الله علیه فرمودند:

«اى مردم، همانا خداوند -جلّ ذكره- بندگان را نيافريده مگر براى آن كه او را بشناسند. پس هنگامى كه او را شناختند، عبادتش مى ‏كنند و زمانى كه او را عبادت كردند، با پرستش او از پرستش غير او بى ‏نياز مى ‏گردند.»

شخصی از بين اصحاب عرضه داشت: اى پسر رسول خدا، پدر و مادرم فدایت! معرفت و شناخت خداوند چيست؟

فرمودند:

«آنست كه اهل هر عصر و زمانى امامى را كه اطاعتش بر آنها واجب است، بشناسند.»[18]

بدين ترتيب، هدف خلقت، معرفت ‌الله است.

طبق اين معنا، معرفة الله ظهور تامّ در معرفت امام دارد و معرفت امام، آيت كامل معرفة الله است. اين دو معرفت، دو چيز بيگانه از هم نبوده، بلكه در ارتباط كامل با هم هستند. (البتّه تفاوت جوهريِ واجب و ممكن از يك سو و تفاوت عميق معرفت خدا و معرفت امام از سوي ديگر، همچنان محفوظ است.)

از تو حرکت، از او معرفت!

قدري از سوي بنده به طرف خدا رفتن لازم است تا امداد الهي و معرفت الهی از آن سو بيايد و دست انسانِ سالك را بگيرد. نه صِرف از اين سو رفتن، به تنهايي مقصدرسان است و نه از آن سو آمدن و دستگيري كردن، بي ‌مقدّمه حاصل می شود. نمونه اش اصحاب كهف که ايمان آوردند و مقداري حركت كردند و بر هدايتشان هم افزوده شد.[19]

مشکل ما در زمان غیبت، فقط عدم رؤیت امام نیست! مشکل اصلی، عدم معرفت به امام علیه السّلام است؛ همان طور که عدّه ای ایشان را می بینند، امّا نمی شناسند.[20] لذا وظیفه و هدف اصلی ما در ابتدا معرفت حضرت ولیّ عصر علیه السّلام است که اگر نیست، ما نیز در گمراهی هستیم و خود بیخبریم. راهی هم نیست مگر دعا به حضرت حق و توسّل به خود اهل بیت عصمت علیهم السّلام:

«خداوندا! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد.»[21]

------------------------------------------

[1] نهج البلاغه، خطبه 1- جمله قبل ترجمه ای محتوایی(و نه لفظی) از این جمله است.

[2] امام سجّاد عليه ‌السّلام به درگاه الهي عرضه می داشتند:

«بار خدايا كسى به پايان شكر و سپاس تو نمي رسد مگر اينكه از احسان و نيكى تو چيزى بر او فراهم مي آيد كه او را به شكرى ديگر وادار مي گرداند... پس سپاس گزارنده‏ ترين بندگانت از سپاس تو ناتوان است.» (صحیفه ی سجادیه، دعای 37- ترجمه فیض الاسلام)

[3] بحار الانوار، ج66، ص293

[4] نجم، 3 و 4

[5] هیچ گونه منبعی برای این داستان (مانند برخی دیگر از اشعار وی) پیدا نشده و صرفاً محصول تخیّل شاعر است.

[6] نهج البلاغه فیض، خطبه ی 2

[7] «أفأعبد ما لاأري؟» البتّه حضرت در ادامه ی گفتار خود توضيح دادند که مراد ديدن با چشم ‌سر نیست. بلکه قلب با بهره مندی از حقایق ایمان می تواند پروردگار را بیابد: نهج البلاغه فیض، خطبه 178

[8] بحار الانوار، ج40، ص153

[9] البتّه اين بيانات، كم و بيش در كلمات ديگر ائمّه علیهم السّلام نيز يافت می شود، ليكن فرزانه ای چون سيّد رضي توفيق گل ‌چيني از بوستان سخنان آن حضرات را نیافته است. همچنين زمينه ای كه براي اميرمؤمنان علیه السّلام پيش آمد تا اين مقدار از معارف را بيان كند، براي ساير امامان علیهم السّلام فراهم نشد.

[10] نهج البلاغه فیض، خطبه 184

[11] بحار الانوار، ج23، ص102

[12] وسائل الشّیعه، ج16، ص246

[13] بحار الانوار، ج24، ص249- با اقتباس و روان سازی از ترجمه خسروی

[14] زخرف: 3

[15] بحار الانوار، ج26، ص342

[16] بحار الانوار، ج23، ص88

[17] ذاریات: 56

[18] علل الشّرایع، ج1، ص9

[19] کهف: 13

[20] «یرونه و لا یعرفونه»: وسائل الشّیعه، ج11، ص135

[21] بحار الانوار، ج53، ص187

 

نوشته شده توسط گروه زیارت جامعه در روز شنبه 1391/7/1 ساعت 20:26

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 3 از 1 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

28 صفر

1. شهادت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم

شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم در سال 11 هجری قمری در سن 63 سالگی به وسیله سم بوده است و طبق روایاتی عایشه و حفصه آن حضرت را مسموم کرده‌اند.

2. آغاز امامت امیر المؤمنین علیه السلام

اولین روز امامت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام علی بن ابیطالب علیه السلام است و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است.

3. آغاز غصب خلافت

اولین روز غصب ظالمانه خلافت و خانه‌نشین کردن امیر المؤمنین علیه السلام و شکستن بیعت روز غدیر توسط اهل سقیفه بنی‌ساعده است.

 4. شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

در این روز در سال 50 هجری قمری امام حسن مجتبی علیه السلام به شهادت رسید. جعده دختر اشعث بین قیس با زهری که معاویه برای او فرستاده بود آن حضرت را مسموم کرد. معاویه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده کرد که او را به عقد یزید درآورد ولی به وعده خود وفا نکرد.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 44306296

. تعداد كل بازديدكنندگان: 39772856

. بازديدهاي امروز: 1583

. بازديدهاي دیروز: 11621

. كاربران آنلاين: 40

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 80

. کارهای کاربران: 183

. مقالات: 1917

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: