به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• کمیل بن زیاد

موضوع: اصحاب

کلمات کليدي: کمیل بن زیاد ، دعا، اویس قرنی، قبیصه عبسی

 

 


کميل
 فرزند زياد اهل يمن و از قبيله نخع است. او از تابعين [1]  اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله و از ياران مخلص و جزو اصحاب سرّ [2]  اميرالمؤمنين عليه السلام و از ياران امام حسن مجتبي عليه السلام است. [3]

کميل مردي شجاع، عابدي شب زنده دار و مردي دين دار بود و در زمان خلافت عثمان به جرم حق گويي و اعتراض به خلاف کاري هاي کارگزاران او به همراه زيد بن صوحان، صعصعة بن صوحان، مالک اشتر و... به حمص تبعيد گرديد. [4]  او از جمله شيعياني است که در روزهاي اول خلافت حضرت علي عليه السلام با او بيعت کرد که تا پاي جان فداکاري نمايد [5]  و در رکاب حضرتش در صفين جنگيد و از جانب آن حضرت به ولايت شهر «هيت» [6] منصوب شد، وي سرانجام به جرم اخلاص به مقام ولايت اميرمؤمنان عليه السلام به دست حجاج بن يوسف ثقفي به شهادت رسيد.

ابن حجر عسقلاني مي گويد:

کميل از شخصيت هاي بزرگ، شريف و مورد وثوق در ميان قوم خود و مورد احترام و اطاعت بود و در صفين در رکاب حضرت علي عليه السلام حضور داشت و به دست حجاج بن يوسف ثقفي در سال 82 هجري در سن هفتاد سالگي کشته شد. [7]

 

دعاي کميل

دعاي کميل همان دعايي است که همه شيعيان با آن آشنايي دارند و در شب هاي جمعه و ماه شعبان مي خوانند .

در اقبال شيخ آمده که روايت شده کميل مي ديد که اميرالمؤمنين عليه السلام اين دعا را در سجده در نيمه شعبان مي خواند.

کميل مي گويد:

شبي به منزل حضرت رفتم، فرمود: اي کميل، چه باعث شده اين جا بيايي؟ گفتم: اي اميرالمؤمنين سبب آمدنم دعاي خضر است. حضرت فرمود: بنشين، هرگاه اين دعا را حفظ کردي آن را در هر شب جمعه بخوان يا در هر ماه يک مرتبه يا در هر سال يک نوبت يا لااقل در طول عمرت يک مرتبه بخوان که در اين صورت محفوظ مي ماني و ياري مي شوي و روزي داده مي شوي و هيچ گاه از مغفرت محروم نمی گردی .

بعد حضرت فرمود:

بنويس: «اللّهمّ إني اسئلک برحمتک الّتي وَسَعت کلَّ شي ءٍ» تا آخر دعا را حضرت خواند و من نوشتم. [8]

با توجه به اين حديث، دعاي کميل ابتدا به نام دعاي خضر بوده و از آن جهت که حضرت به کميل آموخت به نام او شهرت يافت.

 

خبر از قرآن خوان فرد جهنمي

همان طور که اشاره شد کميل از اصحاب سرّ و خفاي اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است و او گاهي با حضرت شب ها در اطراف کوفه گردش مي نمود. در يکي از شب ها اميرمؤمنان عليه السلام براي رفتن به خانه، از مسجد بيرون شد در حالي که پاسي از شب مي گذشت. همراه با کميل حرکت کرد در وسط راه به خانه اي رسيدند که صداي بسيار حزين و دلربايي از آن به گوش مي رسيد. کميل مي گويد: صاحب خانه با تلاوت قرآن کريم و اين آيه «أمّن هو قانتٌ اناء الليل» [9]  مرا ميخ کوب کرد، در دلم او را تحسين مي کردم ولي چيزي نگفتم، در همين انديشه و فکر بودم که امام عليه السلام متوجه تعجب من شد و فرمود:


يا کميل، لا يُعجبک طنطنة الرجل، إنه من أهل النار، سأنبّئک فيما بعد؛

اي کميل، همهمه و صداي دلرباي اين مرد تو را به شگفتي وا ندارد، زيرا صاحب آن صدا، اهل آتش است! و در آينده نزديک به تو از او خبر خواهم داد.

کميل مي گويد:


من از مکاشفه امام عليه السلام و اين که چنين مردي جهنمي خواهد بود و نيز از اشراف او بر فکر و باطن من متحير و شگفت زده شدم ولي چيزي نگفتم و علم آن را به آينده اي که امام گفته بود واگذار کردم و به همراه حضرت عبور کرديم و گذشتيم و به منزل رسيديم. مدتي از اين ماجرا گذشت تا قضيه خوارج نهروان پيش آمد و حضرت با آنها جنگيد.

کميل مي گويد:


در همان لحظاتي که علي عليه السلام مي جنگيد و شمشير مي زد ناگهان به من نگاهي انداخت و در حالي که شمشيرش از کشته هاي نهروانيان رنگين بود، سر شمشير خود را بر روي سر يکي از کشته های خوارج نهروان گذاشت ،و به من فرمود: اي کميل، اين سر همان شخصي است که نزديک نيمه آن شب آيه کريمه «أمّن هو قانتٌ اناء الليل» را قرائت مي کرد و حال دلنشين او تو را به اعجاب واداشته بود. کميل از فرط خوش حالي خود را روي دست و پاي حضرت انداخت و پاهاي امام را بوسيد و از خداوند طلب مغفرت و پوزش کرد. [10]

 

شبي در صحرا

کميل مي گويد:

شبي [11]  اميرالمؤمنين عليه السلام دست مرا گرفت و با خود به صحرا برد، چون به بيرون شهر رسيد، نخست آهي بلند کشيد مانند آه کشيدن اندوه رسيده، سپس خطاب به من فرمود:

 

يا کميل، إنَّ هذه القلوب أوعيةٌ فَخَيرُها أوعاها فاحفَظ عنّي ما أقولُ لک؛

اي کميل، اين دل ها خزانه ها و ظرف هايي است که بهترين آن، فراگيرنده ترين آنهاست (که ظرفيت بيشتري براي نگهداري علم و دانش داشته باشند) بنابراين آنچه را به تو مي گويم از من به خاطر بسپار.

 

سپس امير مومنان چون استادي زبردست که از روحيات مردم آگاهي کامل دارد، مردم را اين گونه تقسيم کرد و فرمود:

الناس ثلاثه: عالمٌ ربّانيٌ و متعلّمٌ علي سبيل نَجَاةٍ، و همجٌ رِعاعٌ، أتباعُ کلِّ ناعِقٍ، يَميلون مع کلِّ ريحٍ، لم يَستَضِيئوا بنورِ العلم، و لم يَلجأوا إلي رُکن وثيق؛

مردم سه دسته اند: داناي خداشناس، طالب علم و دانش جويي که در راه رستگاري کوشاست و سوم افراد نادان و بي سروپايي که چون پشه اند و از هر صدايي پيروي کرده و با هر بادي حرکت مي کنند. همان هايي که از نور علم بهره اي نبرده و به ستون محکمي تکيه نزده اند.

آن گاه امام عليه السلام به تفاوت ميان علم و مال پرداخت و درباره ثمرات علم و نيز علم خود و انواع جويندگان علم و... اشاره فرمود. [12]

 

کميل و امارت بر شهر هيت

در آن هنگام که سفيان بن عوف نماينده ستم کار معاويه به شهر انبار يورش برد، بدون مانع و خطري از شهر هيت گذشت و خود را به انبار رساند و اموال مردم را به غارت برد، زيرا کميل به جاي حراست و حفاظت از شهر هيت و اطراف آن به ناحيه قرقيسا لشکرکشي کرده و با گروهي که تصور مي کرد قصد يورش به هيت را دارند، درگير شده بود. وقتي امام عليه السلام از کار کميل در ترک شهر هيت باخبر شد، او را مورد سرزنش قرار داد و طي نامه اي به او چنين نوشت:

اما بعد، فإنّ تضييعَ المرء ما وُلِّيَ و تکلُّفه ما کُفِيَ، لَعجزٌ حاضِرٌ، و رأيٌ مُتَبَّرٌ، و إن تعاطيک الغارة علي أهلِ قرقيسا و...؛

اما بعد، همانا تباه ساختن و رها کردن کاري که به عهده آدمي گذاشته شده و وارد شدن به کاري که از او نخواسته اند، ناتواني آشکار و انديشه و رأي بي ثمر است، و تاخت و تاز تو به اهل قرقيسا و رها کردن سرحدات و مرزهايي که بر آنها والي و زمامدارت گردانيديم، در صورتي که آن سرحدها را کسي نيست که حمايت نمايد و سپاه دشمن را از آنها برگرداند، انديشه پراکنده اي است. اي کميل، در حقيقت تو پل پيروزي براي دشمن شدهاي که از کنار محل حکومت تو عبور کنند و بر دوستانت بتازند بدون آن که تو در مقابلش قدرت نمايي کني و يا رخنه اي را مسدود سازي و شوکت دشمن را در هم بشکني، آن گاه نه به حال مردم مفيد باشي و نه براي امام و رهبرت دفاعي کرده باشي. [13]

مهم ترين نکته اي که در اين نامه مورد استفاده است، اين که کارگزار بايد در محدوده وظايف خود عمل کند و به مسائل ديگر که به او مربوط نيست، نپردازد.

کميل همواره مترصد فرصتي بود که اشتباه خود را جبران کند، تا اين که شبيب بن عامر ازدي [14]  که کارگزار اميرالمؤمنين در جزيره (از شهرهاي نصيبين) بود، نامه اي به کميل نوشت که يکي از مأموران مخفي من گزارش داده که معاويه، عبدالرحمن بن قباث را به طرف جزيره فرستاده تا به غارت و خون ريزي دست بيالايد، اما نميدانم که به سمت نصيبين مي آيد يا به سمت ناحيه فرات و شهر هيت؟

کميل تصميم گرفت جلو ابن قباث را بگيرد تا از اين طريق رضايت امام عليه السلام را حاصل نمايد، از اين رو با چهارصد سوار به قصد هجوم به سوي ابن قباث حرکت کرد و نيروهاي پياده نظام خود را در هيت باقي گذاشت. او در مسير راه تمام شيوه هاي نظامي را مراعات مي کرد و افرادي که در بين راه مي ديد، نگه مي داشت تا مبادا خبر حرکت نيروهاي او را به دشمن گزارش نمايند. تا اين که به او خبر دادند ابن قباث از رقه به رأس العين رفته و مسيرش را به کفرتوثا عوض کرده است. کميل بلافاصله به آن جا رفت و با ابن قباث و ابن يزيد سلمي که با دو هزار و چهارصد نيرو بودند، رو به رو شد. اما کميل، چون به طور غافل گيرانه به آنها برخورد کرد به لشکر هر دو حمله کرد و عده زيادي را به هلاکت رسانيد و نيروهاي دشمن را تار و مار کرد، اما به ياران خود سفارش کرد که فراري ها را تعقيب نکنند و به مجروحان يورش ننمايند. در اين نبرد تنها دو نفر از ياران کميل به شهادت رسيدند.

کميل پس از پايان جنگ، داستان پيروزي خود بر مهاجمان شامي را براي حضرت اميرعليه السلام نوشت، و آن حضرت او را تحسين کرد و ضمن رضايت از وي طي نامه اي جواب مناسبي به او داد. کميل بدين وسيله موقعيت خود را نزد امام عليه السلام تثبيت و گذشته خود را در داستان شهر هيت جبران نمود. [15]

 

نصايح امام به کميل

اي کميل، خاندانت را سفارش کن که شبانگاه در پي مکارم و اخلاق پسنديده روند، و در دل شب در رفع حاجت حاجتمنداني که خود خفته اند، بکوشند، به خدايي سوگند که شنوايي او همه بانگ ها را فرا مي گيرد، سوگند که هيچ کس دلي را شاد نمي کند مگر اين که خداوند براي او از آن شادي لطفي آفريند و چون براي او گرفتاري پيش آيد، آن لطف همانند آبي که در سراشيبي حرکت مي کند به سوي آن سرازير مي شود تا آن گرفتاري را از او دور سازد؛ همان گونه که شتران بيگانه را از آبشخور دور سازند. [16]

 

شهادت کميل به دست حجاج

وقتي که حجاج تصميم به کشتن کميل گرفت، کميل فرار کرد، اما براي در امان ماندن قبيله و خويشاوندانش خود را تسليم نمود، همين که حجاج چشمش به او افتاد، گفت:

من آرزو داشتم تو را دستگير مي کردم تا بهانه اي براي کشتنت داشته باشم.

کميل گفت:

اي حجاج، صدايت را براي من بلند نکن، و بناي خانه ات را منهدم مساز، به خدا سوگند از عمر من چيزي باقي نمانده است جز به مقدار باقي مانده غبار. پس در مورد من هر چه مي خواهي بکن که وعده ديدار ما پيشگاه خداوند است و بعد از کشتن هم حسابي در کار است. و البته، اي حجاج، اين را بدان که اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام هم به من خبر داده است که تو قاتل من خواهي بود!

حجاج گفت:

پس دراين صورت حجت بر تو تمام است (و حق توست که کشته شوي) و من تو را به قتل خواهم رساند.

کميل گفت:

در صورتي حجت بر من تمام خواهد بود که قضاوت به دست تو باشد.

حجاج گفت:

آري، قضاوت به دست من است، مگر نه اين که تو از قاتلانِ عثمان بن عفان بودي؟ سپس دستور داد سر آن پيرمرد مظلوم را از بدن جدا کردند و همان گونه که مولايش علي عليه السلام به او خبر داده بود، به شهادت رسيد و به مولايش اميرالمؤمنين علي عليه السلام پيوست. و پيکر مطهرش در نجف اشرف در محلي به نام «ثويه» (که امروز مزار شيعيان حضرت علي عليه السلام است) به خاک سپردند. [17]

قول صحيح شهادت آن عزيز مظلوم، در سال 83 هجري و قاتل او ابو جهم بن کنانه کلبي بوده است. [18]

 

 

________________________________________________________

پی نوشت:

[1] ر. ک: همين اثر، ج 1، ص 34.

[2] ر. ک: منهاج البراعه، ج 21، ص 219.

[3] رجال طوسي، ص 56، ش 6 و ص 69، ش 1؛ الاختصاص، ص 7؛ شرح ابن ابي الحديد، ج 17، ص 149.

[4] شرح ابن ابي الحديد، ج 2، ص 134. (تفصيل بيشتر و داستان تبعيدي ها را در شرح حال مالک اشتر ملاحظه نماييد).

[5] الاختصاص، ص 108.

[6] شهر هيت بالاي شهر انبار قرار داشته و داراي درخت هاي خرماي بسيار و سبز و خرم بوده که در جهت غرب رود فرات واقع شده است.

[7] تهذيب التهذيب، ج 6، ص 589.

[8] المراقبات، ص 86.

[9] زمر 39، آيه 9 «آيا چنين کسي با ارزش است يا کسي که در ساعات شب به عبادت مشغول است».

[10] مستدرک سفينة البحار، ج 9، ص 186، ماده کمل.

[11] در تاريخ نامي از شب و روز نيامده، ولي به نظر مي رسد اين تعاليم روحاني و معنوي در تاريکي شب صورت گرفته است.

[12] عقد الفريد، ج 2، ص 212؛ نهج البلاغه، حکمت 147 و در ترجمه عبارات از شرح ابن ابي الحديد، ج 18، ص 348 - 352.

[13] نهج البلاغه، نامه 61.

[14] شبيب بن عامر پدر بزرگ کرماني است که در خراسان با نصر بن سيار بود، موقعي که اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از جنگ صفين دريافت که گروهي از مردم مصر بر ضد محمّد بن ابوبکر خروج کرده و او توان اداره مصر را ندارد، مالک اشتر را که به حکمراني نصيبين گماشته بود، فراخواند تا او را بر مصر بگمارد و مالک، شبيب بن عامر ازدي را به جانشيني خود گماشت و خود به حضور حضرت علي عليه السلام رسيد. (شرح ابن ابي الحديد، ج 6، ص 174).

[15] ر. ک: کامل ابن اثير، ج 2، ص 428؛ انساب الاشراف (ترجمه اميرالمؤمنين عليه السلام)، ص 371، ش 537 و پاورقي آن در همان صفحه.

[16] نهج البلاغه، کلمات قصار 257.

[17] ارشاد مفيد، ج 1، ص 327؛ تاريخ طبري، ج 6، ص 365؛ تهذيب التهذيب، ج 6، ص 589؛ تنقيح المقال، ج 3، ص 42.

[18] تاريخ طبري، ج 6، ص 365.

 

 

منبع: کتاب اصحاب امام علی علیه السلام

نویسنده: سيد اصغر ناظم زاده قمی

 

 

 

 

نوشته شده توسط گروه اصحاب و یاران در روز چهارشنبه 1391/4/14 ساعت 26:2

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

ام فضل بنت حارث

مالک بن حبیب

قرظه بن کعب انصاری

حارث همدانی(2)

عثمان بن حُنیف

شریک بن حارث سلمی

صفوان بن حذیفه یمانی

کردوس بن هانی

هانی بن نمره مرادی

هاشم بن عتبه

مقداد بن عمرو

قنبر

فضل بن عباس

علقمه بن قیس

عمرو بن محصن

عبدالله بن کعب مرادی

طرماح بن عدی

صیفی بی فسیل شیبانی

صعصعه بن صوحان عبدی

شریح بن هانی

سلیم بن قیس هلالی

سلمان فارسی

سعید بن قیس همدانی

سعید بن سرح

رشید هجری

ربیع بن زیاد حارثی

حارث همدانی

جویره بن مسهر

جندب بن عبدالله ازدی

جندب بن زهیر ازدی

جعده بن هبیره مخذومی

جاریه بن قدامه انصاری

ثابت بن قیس

بریده اسلمی

اویس قرنی

ابو قتاده انصاری

ابو ایوب انصاری

مالک بن تيهان

ابوبرزه اسلمی

زید بن وهب جهنی

جریش سکونی

اصبغ بن نُباته

ابو اليسر انصاری (کعب بن عمرو)

ابو الجنوب (حبشي بن جناده)

ابراهيم بن مالک اشتر

ابورافع

ابوسعيد خُدری

ابو عمره انصاری

صعصعة بن صوحان عبدی

جابر بن عبدالله انصاری

سعد بن مسعود انصاری

خالد بن معمر بن سدوسی

احنف بن قيس تميمی سعدی

ميثم تمار (ابو سالم)

خزيمة بن ثابت (ذو شهادتين)

حجر بن عدی

معقل بن قيس رياحي

مخنف بن سليم

حذيفة بن يمان

محمد بن ابي حذيفه

حکيم بن جبلة

مالک بن کعب

زِر بن حبيش

قثم بن عباس

زياد بن نضر

عمرو بن حمق خزاعي

سعد بن مسعود ثقفي

عمر بن ابي سلمه

زيد بن صُوحان

عمّار بن ياسر

سعيد بن قيس همداني

عبد اللَّه بن شبيل احمسی

سهل بن حُنَيف

عبد اللَّه بن جعفر

ضرار بن ضمره ضبابی

عامر بن واثله

ابو شجاع قتباني (سعيد بن يزيد حميري)

يريم بن شريح همداني

شبيب بن عامر (جد کرماني)

قبيصه بن جابر اسدي (ابو العلاء کوفي)

ابو کعب خثعمي

سعيد بن عبيد طائي

هاني بن خطاب أرحبي

ظبيان بن عماره تميمي

شمر بن ابرهه

نابغه جعدي (قيس بن عبدالله جعدي)

مالک بن عباده غافقي (ابو موسي)

کعب بن فقيم أزدي

همام بن شريح

عامر بن عبد قيس

سلمه بن اکوع

عاصم بن زياد

قَبيصه بن ضبيعه عبسي

هند بن ابي هاله (هند بن عمرو جملي)

قيس بن عفريه (عقديه) حمیسي

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه



تعداد بازدید: 4525

تقویم شیعه

4 محرم

فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

در این روز در سال 61 هجری قمری ابن زیاد به استناد فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 43320107

. تعداد كل بازديدكنندگان: 38843430

. بازديدهاي امروز: 4518

. بازديدهاي دیروز: 24119

. كاربران آنلاين: 48

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 80

. کارهای کاربران: 183

. مقالات: 1916

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: